بازم نوشهر...هورا!!!
وقتی ترم جدید من شروع شد بابا جعفر از پایان نامه خودش دفاع کرده بود و خیالش راحت بود تصمیم گرفتیم یه بار دیگه بریم نوشهر...جای همه خالی خیلی خوش گذشت.هوا سرد بود...


این دفعه که رفتیم نوشهر جای شما اینجا بود و کنترل به دست کارتون میدیدی...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بازم نوشهر...هورا!!!
