گنجیشک لالا مهتاب لالا
تقدیم به شما مهربونا
آره دیگه شمارو میگم مامانای خوب که همه تلاشتونو میکنید که کوچولوها از شما راضی باشن... ...
نویسنده :
مامان حميده
4:05
دیانای یک ساله عزیز و ناز پدر و مادر
غنچه نو شکفته ای ... 16 تیر ماه با پدر و خاله فهیمه رفتیم آتلیه سها تو شهرک غرب خیلی خوشحال بودم که برنامه ریزیام درست از آب در اومد .اما عزیز دلم دیشبش مریض شد و تب 40 درجه داشت همش خدا خدا کردم بتونیم بریم آتلیه.بالاخره رفتیم اما هم شما حال نداشتی هم من نگران که داریم اذیتت می کنیم اما آخه واقعا" حیف بود دوست داشتم عکسای یادگاریت تو همون تاریخ ثبت بشه.معذرت میخوام.اگه الان نمیرفتیم دیگه فرصتا پشت گوش انداخته می شد .عکاس بیچاره کلی تلاش کرد تا شما سرحال باشی وبخندی ایجا هم موبایلشو داده دست شما تا اهنگ گوش بدی به این طریق ساکت شدی. ...
نویسنده :
مامان حميده
3:56
اولین قدم های نانا با شادی و هیجان ...
دیگه دیانا مطمئنه که میتونه تنهایی راه بره .خدایا شکرت ازت ممنونیم.اواخر شهریو 1392 اگه شلوارت یه ذره بلند باشه چه اشکالی داره؟انقدر حساس نباش مامانی... ...
نویسنده :
مامان حميده
3:31
روز دختر مبارک عزیزم
این دومین ساله که به دخترم این روز تبریک میگم ایشالا 100 ساله بشی عمر من... ...
نویسنده :
مامان حميده
3:24
اینم سفر با مامان و بابا نگی یه وقت منو نبردید مسافرت!!
اواسطه خرداده و با دوستای پدرت رفتیم هتل نوشهر دو روز موندیم و گشتیم و شما رو گزدوندیم...خیلی دختر خوبی بودی.به موقع می خوابیدی غذاتم خوب می خوردی... نبینم گریه هاتو مادر...همیشه بخند.باشه عزیزم؟؟؟ ...
نویسنده :
مامان حميده
3:20









